در دنیای امروز که رقابت میان کسب وکارها شدیدتر از هر زمان دیگری است، داشتن بودجه های کلان تبلیغاتی همیشه امکان پذیر نیست. به همین دلیل، بسیاری از استارتاپ ها و برندهای کوچک به دنبال راهکارهایی هستند که با حداقل هزینه، بیشترین بازدهی را برایشان داشته باشد. یکی از مؤثرترین روش ها در این زمینه، بازاریابی ویروسی (Viral Marketing) است؛ روشی که در آن، محتوای شما مانند یک ویروس در شبکه های اجتماعی و میان مخاطبان دست به دست می شود و بدون نیاز به صرف هزینه های تبلیغاتی سنگین، به سرعت دیده می شود.
بازاریابی ویروسی می تواند در قالب یک ویدئوی کوتاه، یک چالش ساده، یک داستان تأثیرگذار یا حتی یک محتوای طنز و خلاقانه باشد. مهم ترین ویژگی آن این است که مخاطبان خودشان نقش اصلی در تبلیغ برند شما دارند. درست مثل زمانی که یک جوک بامزه یا یک ویدئوی خنده دار را با دوستانشان به اشتراک می گذارند، محتوای شما نیز به طور طبیعی در معرض دید هزاران یا حتی میلیون ها نفر قرار می گیرد.
در این مقاله از وبسایت آکادمی مهدی ورقائی قصد داریم به شما نشان دهیم چگونه می توانید حتی با کمترین بودجه، کمپین های بازاریابی ویروسی بسازید. از بررسی ویژگی های محتوای ویروسی گرفته تا انتخاب پیام اصلی، استفاده از شبکه های اجتماعی، ایجاد احساسات قوی، ترکیب طنز و خلاقیت، روش های اندازه گیری موفقیت و حتی ریسک های احتمالی؛ همه این موارد به شما کمک خواهند کرد تا کمپین هایی طراحی کنید که با کمترین هزینه، بیشترین اثرگذاری را داشته باشند.
ویژگی های محتوای ویروسی
محتوای ویروسی (Viral Content) محتوایی است که به سرعت در شبکه های اجتماعی، وب سایت ها و میان مخاطبان دست به دست می شود و بدون نیاز به تبلیغات گسترده، میلیون ها بازدید و تعامل ایجاد می کند. برای طراحی کمپین بازاریابی ویروسی، ابتدا باید ویژگی های کلیدی چنین محتوایی را بشناسیم:
-
بر انگیختن احساسات قوی
محتواهایی که احساسات عمیق مثل شادی، تعجب، خشم یا همدلی را تحریک می کنند، بیشترین احتمال انتشار ویروسی را دارند. تحقیقات نشان می دهد که مخاطبان بیشتر تمایل دارند محتوایی را که آن ها را هیجان زده یا غافلگیر کرده به اشتراک بگذارند. -
سادگی و وضوح پیام
یک محتوای ویروسی باید در کوتاه ترین زمان، پیام اصلی خود را منتقل کند. هرچه پیام ساده تر و قابل درک تر باشد، احتمال به اشتراک گذاری آن بیشتر خواهد بود. -
داستان سرایی (Storytelling)
داستان ها همیشه سریع تر در ذهن می مانند و حس نزدیکی ایجاد می کنند. یک روایت کوتاه و تأثیرگذار می تواند محتوای شما را از یک پیام تبلیغاتی خشک به یک تجربه شخصی و انسانی تبدیل کند. -
خلاقیت و تازگی
محتواهای تکراری و کلیشه ای شانس کمتری برای ویروسی شدن دارند. نوآوری در ایده، طراحی بصری یا حتی زاویه روایت، می تواند باعث شود مخاطب احساس کند با چیزی کاملاً متفاوت روبه رو است و تمایل بیشتری برای به اشتراک گذاری آن داشته باشد. -
امکان تعامل و مشارکت مخاطب
محتوای ویروسی اغلب قابلیت این را دارد که مخاطبان با آن تعامل کنند؛ مثل چالش های شبکه های اجتماعی، نظرسنجی ها یا ترندهای مشارکتی (مانند چالش های ویدئویی). این نوع محتوا باعث می شود کاربران نه فقط مصرف کننده، بلکه تولیدکننده بخشی از کمپین باشند. -
قابلیت استفاده در چندین پلتفرم
یک محتوای ویروسی باید بتواند در قالب های مختلف (ویدئو کوتاه، عکس، متن یا میم) بازنشر شود تا در شبکه های مختلف مانند اینستاگرام، تیک تاک، توییتر و لینکدین قابلیت دیده شدن داشته باشد.
به طور خلاصه، محتوای ویروسی ترکیبی از احساس، سادگی، خلاقیت و قابلیت تعامل است که در نهایت باعث می شود پیام شما بدون هزینه های تبلیغاتی زیاد، در میان هزاران یا حتی میلیون ها نفر منتشر شود.
انتخاب پیام اصلی کمپین
یکی از مهم ترین بخش های طراحی یک کمپین بازاریابی ویروسی، انتخاب پیام اصلی (Core Message) است. پیام کمپین همان چیزی است که مخاطب پس از دیدن یا تجربه کردن محتوا در ذهن خود نگه می دارد و به دیگران منتقل می کند. برای انتخاب یک پیام مؤثر باید به چند اصل مهم توجه کرد:
-
تمرکز بر یک ایده واحد
پیام کمپین باید بسیار شفاف و متمرکز باشد. اگر کمپین شما چندین پیام مختلف را منتقل کند، ذهن مخاطب دچار سردرگمی می شود و احتمال بازنشر کاهش می یابد. یک جمله ساده که نماینده ارزش یا مزیت برند باشد، می تواند نقطه شروع عالی باشد. -
هماهنگی با ارزش ها و هویت برند
پیام اصلی نباید فقط جذاب باشد، بلکه باید بازتاب دهنده شخصیت برند شما نیز باشد. برای مثال، اگر برند شما بر نوآوری تأکید دارد، پیام کمپین باید خلاقانه و متفاوت طراحی شود. -
قابلیت یادآوری و نقل قول آسان
پیام ویروسی باید به گونه ای باشد که مخاطبان بتوانند آن را به راحتی به زبان خودشان بازگو کنند. عباراتی کوتاه، ریتم دار یا طنزآمیز معمولاً سریع تر در ذهن ها می مانند. -
ارتباط با نیازها و دغدغه های روز
کمپین هایی که به یک ترند اجتماعی، دغدغه عمومی یا موضوع روز جامعه وصل می شوند، شانس بیشتری برای دیده شدن دارند. برای مثال، در زمان بحران یا رویدادهای مهم، پیام هایی که همسو با احساس جمعی باشند سریع تر پخش می شوند. -
ترکیب پیام با فراخوان به اقدام (CTA)
یک پیام خوب نه تنها احساسات مخاطب را برمی انگیزد، بلکه او را به اقدام دعوت می کند؛ مثلا به اشتراک گذاشتن ویدئو، شرکت در یک چالش یا بازدید از وب سایت. -
تست و بازخوردگیری قبل از انتشار
پیش از اجرای کمپین، بهتر است پیام اصلی را در مقیاس کوچک آزمایش کنید. بررسی کنید که آیا مخاطبان آن را درک می کنند؟ آیا برایشان جذاب است؟ آیا حاضرند آن را با دیگران به اشتراک بگذارند؟
به طور کلی، پیام اصلی کمپین ویروسی باید ساده، ماندگار، هماهنگ با برند و مرتبط با احساسات یا دغدغه های مخاطب باشد. اگر این اصول رعایت شوند، حتی با کمترین بودجه هم می توان کمپینی طراحی کرد که اثرگذاری گسترده ای داشته باشد.
استفاده از شبکه های اجتماعی برای انتشار ویروسی
شبکه های اجتماعی بستر اصلی برای ویروسی شدن محتوا هستند. امروزه کاربران در پلتفرم هایی مانند اینستاگرام، تیک تاک، توییتر (X)، لینکدین و حتی تلگرام، روزانه میلیون ها محتوا را مشاهده و به اشتراک می گذارند. اگر قصد دارید کمپین بازاریابی شما با بودجه کم اما بازدهی بالا اجرا شود، باید استراتژی مشخصی برای استفاده از این پلتفرم ها داشته باشید.
-
انتخاب پلتفرم مناسب بر اساس مخاطب هدف
هر شبکه اجتماعی جامعه کاربری خاصی دارد. برای مثال، اینستاگرام و تیک تاک مناسب تر برای محتوای ویدئویی کوتاه و سرگرم کننده هستند، در حالی که لینکدین بیشتر برای محتوای حرفه ای و B2B کاربرد دارد. شناخت دقیق پرسونای مخاطب کمک می کند بهترین پلتفرم را برای انتشار ویروسی انتخاب کنید. -
استفاده از الگوریتم ها به نفع برند
الگوریتم های شبکه های اجتماعی معمولاً محتواهایی را بیشتر نمایش می دهند که نرخ تعامل بالاتری دارند (لایک، کامنت، اشتراک گذاری). بنابراین باید محتوایی طراحی کنید که از همان ثانیه های اول کاربر را درگیر کند تا تعامل طبیعی افزایش یابد. -
بهره گیری از هشتگ ها و ترندها
استفاده هوشمندانه از هشتگ های پرطرفدار و ترندهای روز می تواند باعث شود محتوای شما سریع تر در معرض دید قرار بگیرد. البته هشتگ ها باید مرتبط و هدفمند باشند تا به عنوان اسپم شناخته نشوند. -
همکاری با میکرواینفلوئنسرها
برخلاف تصور عمومی، نیازی به همکاری با اینفلوئنسرهای بزرگ و گران قیمت نیست. میکرواینفلوئنسرها (افرادی با دنبال کننده های کمتر اما وفادار) معمولاً تأثیرگذاری بیشتری بر مخاطب دارند و هزینه همکاری با آن ها بسیار پایین تر است. -
طراحی محتوای چندلایه
محتوای ویروسی باید در فرمت های مختلف (ویدئو، عکس، استوری، میم، ریلز) بازنشر شود تا شانس دیده شدن افزایش پیدا کند. هر شبکه اجتماعی قالب خاص خود را دارد و باید نسخه های متناسب برای هرکدام تولید شود. -
دعوت به مشارکت مخاطب
ایجاد چالش ها، مسابقات یا درخواست از کاربران برای تولید محتوای مرتبط (UGC) می تواند نرخ انتشار ویروسی کمپین را چند برابر کند. برای مثال، کمپین های چالشی مثل “حرکت خاص” یا “بازسازی یک صحنه” در تیک تاک، نمونه های موفق این روش هستند.
به طور کلی، شبکه های اجتماعی موتور محرک کمپین ویروسی شما هستند و با مدیریت هوشمندانه آن ها می توانید بدون هزینه زیاد، محتوای خود را به سرعت در میان هزاران کاربر پخش کنید.
ایجاد احساسات قوی در مخاطب
هیچ چیز به اندازه احساسات نمی تواند کاربران را وادار به اشتراک گذاری یک محتوا کند. انسان ها ذاتاً تمایل دارند تجربه های احساسی خود را با دیگران در میان بگذارند. به همین دلیل، کمپین های بازاریابی ویروسی موفق همواره بر پایه تحریک احساسات طراحی می شوند.
-
شادی و سرگرمی
ویدئوهای خنده دار، داستان های الهام بخش و محتوای سرگرم کننده بیشترین شانس را برای ویروسی شدن دارند. وقتی مخاطب لبخند بزند یا لحظه ای از روزمرگی فاصله بگیرد، احتمال بیشتری دارد آن را با دوستانش به اشتراک بگذارد. -
تعجب و شگفتی
محتوایی که چیزی غیرمنتظره ارائه دهد، بلافاصله توجه مخاطب را جلب می کند. این عنصر غافلگیری می تواند در قالب یک روایت متفاوت، داده های جالب یا یک تصویر خلاقانه باشد. -
همدلی و احساس تعلق
داستان هایی که بر مشکلات واقعی مردم، ارزش های انسانی یا دغدغه های اجتماعی تمرکز دارند، احساس همدلی ایجاد می کنند. چنین محتواهایی معمولاً با سرعت بالایی منتشر می شوند، چون افراد احساس می کنند با بازنشر آن در یک حرکت جمعی مشارکت می کنند. -
ترس یا اضطراب مثبت
گاهی ایجاد احساس نگرانی یا ترس کنترل شده نیز مؤثر است، مثل کمپین های آگاهی بخشی درباره محیط زیست یا سلامت. این نوع احساسات باعث می شود مخاطب تمایل بیشتری به انتشار پیام برای آگاه کردن دیگران داشته باشد. -
خشم و اعتراض
محتوایی که ناعدالتی یا مشکلی اجتماعی را نشان دهد، می تواند احساس خشم سازنده ایجاد کند و افراد را وادار کند آن را برای اطلاع رسانی یا اعتراض منتشر کنند. البته باید با احتیاط از این احساس استفاده کرد تا به برند آسیب نزند. -
ترکیب احساس با دعوت به عمل
بهترین کمپین های ویروسی نه تنها احساسات برمی انگیزند، بلکه مخاطب را به اقدامی مشخص دعوت می کنند؛ مثلاً به اشتراک گذاشتن ویدئو، شرکت در یک چالش یا حمایت از یک کمپین اجتماعی.
بنابراین، برای موفقیت در بازاریابی ویروسی باید بدانید مخاطب شما چه چیزی را دوست دارد، چه چیزی او را هیجان زده می کند و چه دغدغه هایی دارد. ترکیب درست این شناخت با خلاقیت می تواند هر محتوای ساده ای را به یک پدیده ویروسی تبدیل کند.
ترکیب طنز و خلاقیت در محتوا
یکی از قوی ترین ابزارها برای ساخت محتوای ویروسی، استفاده از طنز همراه با خلاقیت است. طنز به مخاطب حس خوبی می دهد، باعث می شود راحت تر با برند ارتباط بگیرد و محتوای شما را به عنوان تجربه ای سرگرم کننده به دیگران معرفی کند.
-
چرا طنز مؤثر است؟
طنز همیشه بخشی از فرهنگ ارتباطات انسانی بوده است. وقتی فردی می خندد یا لبخند می زند، احتمال بیشتری دارد که آن محتوا را با دیگران به اشتراک بگذارد. از سوی دیگر، طنز بار تبلیغاتی مستقیم را کاهش می دهد و برند شما را دوستانه تر جلوه می دهد. -
خلاقیت در روایت داستان
طنز بدون خلاقیت تأثیری ندارد. برای مثال، استفاده از موقعیت های روزمره به شکلی غیرمنتظره یا تغییر زاویه نگاه به یک موضوع عادی، می تواند مخاطب را شگفت زده کرده و باعث خنده شود. -
میم ها و محتوای کوتاه طنزآمیز
میم ها یکی از ابزارهای محبوب برای ویروسی شدن هستند. آن ها ساده، سریع و بسیار اشتراک پذیرند. ترکیب میم های اینترنتی با پیام برند می تواند یک راه کم هزینه و فوق العاده مؤثر برای انتشار کمپین باشد. -
طنز متناسب با مخاطب هدف
شوخی ها و محتوای طنز باید با فرهنگ، زبان و حساسیت های مخاطبان هماهنگ باشند. طنز نامناسب یا توهین آمیز می تواند به جای ویروسی شدن، موجب واکنش منفی و آسیب به برند شود. -
ترکیب طنز با پیام اصلی برند
خنده به تنهایی کافی نیست؛ طنز باید به گونه ای طراحی شود که پیام کمپین را نیز منتقل کند. برای مثال، تبلیغاتی که با شوخی ساده شروع می شوند اما در پایان مزیت اصلی محصول را برجسته می کنند، هم سرگرم کننده اند و هم ماندگار.
به طور خلاصه، طنز به همراه خلاقیت می تواند هزینه های تبلیغاتی شما را کاهش دهد و در عین حال بیشترین شانس برای ویروسی شدن کمپین ایجاد کند.
اندازه گیری موفقیت کمپین ویروسی
برای آنکه بدانید کمپین بازاریابی ویروسی شما موفق بوده یا نه، لازم است شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) را به دقت بررسی کنید. صرفاً تعداد بازدید بالا کافی نیست؛ مهم این است که آیا کمپین به اهداف تجاری شما نزدیک شده یا خیر.
-
تعداد بازدید و نرخ دسترسی (Reach)
اولین معیار، تعداد افرادی است که محتوای شما را دیده اند. هرچه میزان دسترسی گسترده تر باشد، نشان می دهد پیام کمپین به مخاطبان بیشتری منتقل شده است. -
نرخ تعامل (Engagement Rate)
لایک ها، کامنت ها، اشتراک گذاری ها و منشن ها نشان دهنده درگیر شدن واقعی مخاطبان با کمپین هستند. نرخ تعامل بالا معمولاً شاخص مهم تری از تعداد بازدید ساده است. -
نرخ بازنشر (Share Rate)
یکی از مهم ترین معیارها در بازاریابی ویروسی، میزان اشتراک گذاری محتوا توسط کاربران است. هرچه نرخ بازنشر بیشتر باشد، محتوای شما شانس بالاتری برای ویروسی شدن خواهد داشت. -
ترافیک ورودی به وب سایت یا صفحه فرود
اگر کمپین شما مخاطب را به اقدام خاصی دعوت می کند (مثل بازدید از وب سایت یا ثبت نام در یک خبرنامه)، باید میزان ترافیک ورودی و نرخ تبدیل (Conversion Rate) را هم بررسی کنید. -
افزایش آگاهی از برند (Brand Awareness)
یکی از اهداف اصلی کمپین های ویروسی، دیده شدن برند است. بررسی تعداد منشن ها، هشتگ ها یا جستجوهای مرتبط با برند می تواند نشان دهد تا چه حد نام شما در ذهن مخاطبان تثبیت شده است. -
نرخ بازگشت سرمایه (ROI)
در نهایت باید هزینه های صرف شده برای کمپین را با نتایج مالی مقایسه کنید. حتی اگر کمپین شما بازدید زیادی داشته اما به فروش یا لیدهای جدید منجر نشده، موفقیت تجاری واقعی به دست نیامده است.
برای ارزیابی بهتر، می توانید از ابزارهایی مثل Google Analytics، ابزارهای داخلی شبکه های اجتماعی (Insights، Analytics)، و پلتفرم های مانیتورینگ برند استفاده کنید.
به این ترتیب، اندازه گیری موفقیت کمپین ویروسی نه تنها به شما نشان می دهد چقدر موفق بوده اید، بلکه اطلاعات ارزشمندی برای طراحی کمپین های آینده فراهم می کند.
مثال هایی از کمپین های ویروسی کم هزینه
یکی از بهترین راه ها برای یادگیری بازاریابی ویروسی، بررسی کمپین هایی است که با بودجه ای محدود توانسته اند بازخورد گسترده و جهانی کسب کنند. این مثال ها نشان می دهند که ایده خلاقانه و اجرای هوشمندانه، مهم تر از سرمایه های کلان تبلیغاتی است.
-
چالش سطل یخ (Ice Bucket Challenge)
این کمپین برای آگاهی رسانی در مورد بیماری ALS طراحی شد. کاربران از خودشان ویدئویی ضبط می کردند که سطلی پر از یخ روی سرشان می ریختند و سپس دیگران را به انجام همین کار دعوت می کردند. اجرای ساده، طنزآمیز و مشارکتی آن باعث شد میلیون ها نفر در سراسر جهان شرکت کنند و میلیون ها دلار کمک مالی جمع آوری شود. -
کمپین #ShareACoke کوکاکولا
در این کمپین، برند کوکاکولا نام های رایج مردم را روی بطری ها چاپ کرد و از مشتریان خواست آن ها را با دوستانشان به اشتراک بگذارند. این ایده ساده باعث شد افراد با اشتیاق عکس بطری های شخصی شده را در شبکه های اجتماعی منتشر کنند. جالب است بدانید بخش بزرگی از این کمپین از طریق کاربران تبلیغ شد، نه هزینه های مستقیم تبلیغاتی. -
تبلیغات ساده Dollar Shave Club
این استارتاپ تنها با یک ویدئوی طنزآمیز و کم هزینه که مدیرعاملش شخصاً در آن حضور داشت، توانست به شهرت جهانی برسد. ویدئو به سرعت ویروسی شد و هزاران مشترک جدید در همان روزهای اول به دست آورد. -
چالش های تیک تاک و اینستاگرام
بسیاری از برندهای کوچک و حتی افراد عادی توانسته اند با ایجاد یک حرکت ساده مثل یک رقص، شوخی یا چالش سرگرم کننده، میلیون ها بازدید و دنبال کننده جذب کنند. این نشان می دهد که حتی بدون بودجه زیاد، تنها یک ایده جذاب می تواند آغازگر یک موج ویروسی باشد.
این نمونه ها ثابت می کنند که برای ویروسی شدن، لزوماً به بودجه بزرگ نیاز ندارید؛ کافی است پیام درست، ایده خلاقانه و راه انتشار مناسب داشته باشید.
خطرات و ریسک های بازاریابی ویروسی
هرچند بازاریابی ویروسی می تواند موفقیت بزرگی برای برند به همراه داشته باشد، اما باید توجه داشت که این روش بدون ریسک نیست. اگر مدیریت درستی صورت نگیرد، یک کمپین ویروسی می تواند به جای رشد، موجب آسیب به برند شود.
-
عدم کنترل بر پیام
وقتی کمپین ویروسی می شود، دیگر کنترل کامل بر نحوه انتشار آن وجود ندارد. کاربران می توانند پیام را تغییر دهند یا از آن برداشت اشتباه کنند، که گاهی منجر به واکنش های منفی می شود. -
احتمال ایجاد واکنش منفی (Backlash)
اگر طنز یا پیام کمپین با فرهنگ یا ارزش های جامعه هماهنگ نباشد، ممکن است به جای محبوبیت، موجی از انتقاد و تحریم علیه برند ایجاد کند. مثال های زیادی وجود دارد که برندها به دلیل محتوای توهین آمیز یا حساسیت برانگیز با بحران روابط عمومی مواجه شده اند. -
وابستگی به شبکه های اجتماعی
موفقیت کمپین های ویروسی وابسته به الگوریتم ها و فضای شبکه های اجتماعی است. اگر الگوریتم تغییر کند یا کمپین توسط پلتفرم محدود شود، نتیجه نهایی تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. -
اثر کوتاه مدت
بسیاری از کمپین های ویروسی اثر لحظه ای دارند و پس از مدتی فراموش می شوند. اگر برند نتواند این توجه را به وفاداری یا فروش تبدیل کند، همه انرژی صرف شده عملاً بی نتیجه خواهد بود. -
احتمال سو استفاده رقبا یا کاربران
وقتی یک کمپین به سرعت منتشر می شود، رقبا یا کاربران می توانند با تغییر یا تقلید از آن، مسیر اصلی را منحرف کرده و حتی برند را به تمسخر بگیرند. -
فشار بیش از حد بر تیم
گاهی یک کمپین ویروسی باعث افزایش ناگهانی تقاضا می شود. اگر کسب وکار زیرساخت کافی برای پاسخگویی به این رشد سریع نداشته باشد، مشتریان ناراضی خواهند شد و اثر منفی ایجاد می شود.
به همین دلیل، قبل از طراحی و اجرای یک کمپین ویروسی باید ریسک ها را شناسایی و برنامه مدیریت بحران آماده کرد. در واقع، بازاریابی ویروسی یک شمشیر دو لبه است: اگر درست مدیریت شود، رشد انفجاری می آورد، و اگر اشتباه اجرا شود، می تواند به اعتبار برند آسیب جدی بزند.
نتیجه گیری
بازاریابی ویروسی فرصتی بی نظیر برای کسب وکارهای کوچک و استارتاپ هاست تا بتوانند با استفاده از خلاقیت، احساسات و قدرت شبکه های اجتماعی، بدون نیاز به بودجه های کلان، به سرعت در بازار دیده شوند. اما باید توجه داشت که ویروسی شدن تصادفی نیست؛ بلکه نتیجه برنامه ریزی دقیق و شناخت عمیق مخاطب است.
ویژگی های کلیدی یک کمپین ویروسی موفق شامل محتوای ساده، قابل درک، احساسی، خلاقانه و مشارکتی است. پیام اصلی باید واضح، هماهنگ با هویت برند و به راحتی قابل بازنشر باشد. شبکه های اجتماعی بستر اصلی برای گسترش کمپین هستند و ترکیب طنز، احساسات و خلاقیت می تواند نرخ اشتراک گذاری را چندین برابر کند. در کنار این موارد، اندازه گیری نتایج و توجه به ریسک های احتمالی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا یک کمپین ویروسی همان قدر که می تواند موفقیت چشمگیر به همراه داشته باشد، در صورت مدیریت اشتباه می تواند برای برند آسیب زا باشد.
در نهایت، رمز موفقیت در بازاریابی ویروسی این است که به جای هزینه های سنگین، روی ایده های متمایز، شناخت مخاطب و خلق تجربه ای به یادماندنی تمرکز کنید. اگر این اصول را رعایت کنید، حتی کوچک ترین کمپین شما می تواند به یک موج بزرگ در فضای دیجیتال تبدیل شود.