آنچه در این مطلب میخوانید

اگر در تکاپوی راه اندازی کسب و کار هستید،باید بدانید که از سخت ترین و چالش بر انگیز ترین کارهایی است که در زندگی خود انجام می دهید.

در این زمینه باید انرژی،زمان و پول زیادی صرف کنید . اگر در این فکر هستید که لزوما باید این سرمایه و پول اولیه خود را از جایی دیگر تهیه کنید سخت در اشتباه هستید.واقعا لذت بخش  و وسوسه برانگیز است که برای شروع کسب و کار خود یک سرمایه گذار پیدا کنید اما دلایلی وجود دارد که نشان می دهد این کار به مصلحت نمی باشد با ادامه این مطالب در میابید که چرا بهتر است خودتان سرمایه گذار کار خود باشید و زیر دین کسی نباشید.

۱.به طور ارادی و یا غیر ارادی مهارت های کارآفرینی را در تقویت می کنید

مهارت های زیادی وجود دارد که شما به عنوان یک کارآفرین به آن ها نیاز دارید.لزوما فقط داشتن مهارت در استخدام و اخراج افراد برای راه اندازی این کسب و کار کافی نیست.بهتر است از قبل از شروع این کار کسب و کار و مشتری های خود را از جهات مختلف بشناسید و بهترین محصول را به بازار ارائه دهید.

قبل از استخدام تیم فروش و بازاریابی ، فروشنده و بازاریاب خودتان باشید

بعد از اینکه کار خود را شروع کردید و روی غلتک افتادید ،تیم فروش خود را استخدام کنید.البته تا قبل از آن باید خودتان کار نیروی فروش را انجام بدهید.توجه داشته باشید که اگر کسب و کارتان پیام و هدف مطلوبی نداشته باشد با وجود بهترین تیم فروش و بازاریابی هم نمی توانید کسب و کار خود را شروع کنید. اگر مهارت فروش را در خود بالا نبرید نمیتوانید این کار را شروع کنید.

حسابدار خودتان باشید

بجز بازاریابی و فروش مهارت دیگه ای را باید در خود تقویت کنید.باید از همان شروع کار حسابدار خودتان باشید. مسائل مربوط به اومور مالی را تمرین کنید تا مطمعن شوید پولی که در این مسیرخرج میکنید دارای نرخ برگشت سرمایه مثبت باشد. درباره ی اصول بازاریابی پاسخ مستقیم مطالعه کنید و سعی کنید بر آن مسلط شوید تا حساب هر ریال از سرمایه خود را داشته باشید.

حال اگر برای تامین مالی کسب و کارتان از سرمایه گذاران پول دریافت کنید هیچ کدام از این مهارت هارا نمیتوانید به راحتی به دست بیاورید.یکی از بارز ترین دلایل این است که بسیاری از سرمایه گذاران درکی از بازاریابی مستقیم ندارند.حتی ممکن است از شما بخواهند که بر اساس نظرات آن ها کارهایی انجام دهید که برگشت سرمایه تان منفی شود و شما هم راهی جز انجام آن کار ندارید چون اختیاری بر آن سرمایه ندارید و حقی برای دفاع از ایده های خود را نخواهید داشت.

استفاده از سرمایه شخصی شما را به تکاپو می اندازد و به کسب و کارتان رونق می بخشد

در اختیار داشتن پولی که خودتان شخصا برای آن زحمت نکشیده اید سبب آسودگی خاطرتان می شود.بنابراین چون فشاری احساس نمی کنید تلاش زیادی هم نمیکنید که سرمایه خود را سود آور کنید چون نیازی نمیبینید که مهارت و دستاوردهای خود را بهبود ببخشید زیرا حس می کنید در این کار پیروز شده اید و کسی نمیتواند شما را از اوج به پایین بکشد.

در حالی که این افکار کاملا اشتباه هستند بنابراین اگر پول مورد نیاز کسب و کارتان را از جایی جز دست رنج و زحمت خود تامین کنید امکان دارد که به دلیل افکار محکوم به شکست سقوط کنید.البته اینکه خود تامین کننده مالی کسب و کارتان باشید کار آسانی نیستو  البته نوعی مانع نیز به حساب نمی آید.این کار به شما کمک میکند که سخت کوش و کارآفرین شوید و شاید در کوتاه ترین زمان ممکن به پول زیادی برسید .

بیشتر بخوانید: کارآفرینی و سرمایه گذاری در کشور ایران

۲.وام گرفتن از فردی ثروتمند یا مشارکت با او برای تامین سرمایه به معنای از دست دادن کنترل کسب و کارتان است

چه بانک باشد چه دوست خانوادگی پولدار فرقی ندارد چون در هر دو صورت به محض اینکه دست تان را برای پول به سمت آن ها دراز کنید کنترل کسب و کار خودتان را از دست داده اید.

زمانی که در کار شریک دارید بر شیوه ی کسب و کارتان و میزاد سودهی خود اختیار و تسلط کافی ندارید

عموما همه فکر میکنند که برای تامین و سرمایه کسب و کار جدید خود به تعدادی شریک نیاز دارند غافل از اینکه آنهایی که پول شان را در کسب و کار دیگران سرمایه گذاری می کنند بهتر از هر کسی فوت و فن این کار را بلدند.در نتیجه بابت هر پولی که از آن ها قرض می گیرید باید قراردادهایی را امضا کنید که بر اساس آن ها موظف هستید پول شان را با درصد سود مشخصی پرداخت کنید و یا حتی ممکن است جای سود بخشی از سهام کسب و کارتان را طلب کنند.

با وجود اینکه تمام کارها را شما انجام می دهید اما هیچ کنترلی روی پولی خود ندارید این بدان معناست که حتی درباره نحوه انجام دادن کارها هم نمی توانید مستقل تصمیم بگیرید که این شروع شکست در کسب و کارتان است.آیا میتوانستید بدون نیاز به پول این سرمایه گذاران و شرکا سرپا بایستید؟ شاید می توانستید شاید هم نه. اما این هم واقعا دردناک است که مجبور شوید کسب و کاری را که آن همه برایتان ارزشمند است به دیگران واگذار کنید زیرا قدرت ندارید از آن دفاع کنید.

بانک شریکی باحوصله و صبور اما استرس آور است

بانک هم بهتر از شرکای دیگر نیست.بانک به شما وام می دهد و تا زمانی که عین بختک سرتان نیفتاده است فکر می کنید سرمایه گذار شخصی خودتان را دارید به یاد داشته باشید بانک هیچ چیز شخصی ای را از شما نمی خواهد. عالی به نظر می رسد اما تا زمانی که با وام دادن به شما فقط سود کمی عایدش شود.

اما کافی است یک یا دو قسط را پرداخت نکنید یا حسابتان را به موقع پر نکنید آنگاه است که چنان استرس و اضطرابی دامن گیرتان خواهد شد که نظیرش را قبلا احساس نکرده اید.

واقعیت این استه که هرکس که کنترل پول را در دست دارد کسب و کار را هم کنترل خواهد کرد.بنابراین برای بدست اوردن استقلال در کسب و کارتان باید ابتدا پول تان را به طور کامل در اختیار داشته باشید.

۳.هنگامی که زمان گسترش کسب و کارتان فرا رسیده است از هر چه دارید استفاده کنید

زمانی که کسب و کار شما با سرعت بالا در حال رشد است مشتری ها انتظار بیشتری دارند. درآمدتان زیاد شده است و حتی به دستاوردهای اضافی هم رسیده اید اما این به معنا نیست که باید همه سود اضافی شرکت را خرج کنید.

پس باید چه کرد؟

از مرحله بی پولی گذر کنید

دست روی زانوهای خودتان می گذارید و از حساب شخصیتان برداشت میکنید و آن را وارد کسب و کارتان میکنید

شما این کار را انجام می دهید به این دلیل که کارآفرین هستید و تنها هدف شما کسب درامد بیشتر است .هدف شما این نیست که به افرادی که در گذشته شما را باور نداشتند و میگفتند به جایی نخواهید رسید چیزی را ثابت کنید. ما این مرحله را گذر از بی پولی می نامیم. در این مرحله کارآفرین باید از رفاه شخصی خود بگذرد و گذشته اش را نادیده بگیرد تا به هدف هایش برسد.

اگر سود بیشتر می خواهید بازار سهام و بانک را رها کنید

اگر پول تان در بانک است تا چه اندازه می تواند به شما سود بدهد؟ بازار سهام نیز سود چندانی برایتان نخواهد داشت در بهترین حالت ممکن هم ۱۰ درصد و اگر بهتر شود کمی بیشتر سود خواهید برد.

اما اگر می توانستید از همان مقدار پول ۳۰۰ درصد سود کسب کنید چه؟ اگر امکانش بود این کار را می کردید؟ تصمیم بزرگی است ولی با کسب و کارهایی که به سرعت در حال رشد است امکان پذیر است و با سرمایه گذاری های سنتی میسر نمی شود.

به عنوان مثال فرض کنید کسب و کارتان در نقطه بحرانی قرار دارد از طرفی گسترس کسب و کارتان ،شرکت را روی غلتک می اندازد و چون شما کارآفرین خوبی هستید و به خود اعتماد دارید برنامه ریزی می کنید تا پول تان را تا ۳۰۰ درصد افزیش دهید و به فکر شکوفایی و رشد خود هستید و می دانید که میخواهید چه موقعیتی داشته باشید و تا چن سال دیگر را برای خود ترسیم میکنید.

در چنین موقعیتی استفاده از حساب بانکی خودتان می توانید نیازهای کسب و کارتان را برطرف کند اما قبل از آنکه همه پول و پس انداز خود را بیرون بکشید باید مطمعن شوید که راه های مطمعنی برای کسب درآمد داشته باشید.باید از درآمدتان آگاهی کافی را داشته باشید و بدانید از کجا به دست می آید و بررسی کنید که کسب هر یک ریال از این پول از نظر بازاریابی و منابع انسانی تا چه میزانی برای شما هزینه دارد.

وام های بانکی کابوس کسب و کارند

اگر سود کارتان کافی نیست و رشدی ندارد باید تلاش خود را بیشتر کنید و از بانک و افراد دیگر کمکی در این باره نگیرید.افرادی هستند که فکر می کنند با وام گرفتن موفق تر میشوند اما موفق ترین صاحبان کسب و کار می دانند وام کاری را از پیش نمیبرد و آن را خراب میکند.

زمانی که پایه های کسب و کارتان به اندازه کافی قدرتمند شود و توانستید برگشت سرمایه تان را پیش بینی کنید برای گسترش آن از سرمایه شخصی خود استفاده کنید باور کنید می تواند کسب و کار شما را رونفق ببخشد.

بیشتر بخوانید:

منظور از انباشت سرمایه

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جهت جستجو مطالب عنوان مد نظر خود را در باکس بالا وارد نمایید.